تبليغاتX
BaOo
فعلا , تا ابد!؟
 زمستان
زمستان از راه رسید

فصل مورد غضب شاعران

ولی چرا مردم جشن میگیرند !!!!!

|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 5 دی1386  |
 گراد سیا
نمیدانم چند روز منتظر دیدن مسابقه ایران و مکزیک بودم ولی بلاخره زمان سر رسید و ما هم به آرزومان رسیدیم.

من مطمئنم بچه های ما حساب پرتقالها را میرسن.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 22 خرداد1385  |
 هندی قرن بیست و یکم
نقل میکنن یک روز یک هندی متعصب دچار یک نوع حالت فرا دنیوی شد و رفت روی یک درخت ۴۰ متری و تصمیم به پریدن گرفت هر چه به او گفتند این کار خطر داره و با عث نابودی تو میشه!!!  این هندی فرهیخته که به رمز و راز جهان هستی واقف بود!!! توجهی نکرد که نکرد و مرتب میگفت من پس از پریدن به جای خوردن بر زمین به آسمانها پرواز میکنم و به سعادت ابدی خواهم رسید.

 عزیزان من فکر میکنید چه اتفاقی افتاد !؟ خوب معلومه ایشون از درخت پرید و همانطور که گفته بود در آسمان پرواز کرد  و همه عقلا را کنف کرد.!!!!

البته این هندیه که ذکر خیرش رفت مال اواخرقرن بیستم بود. خدا رحمتش کنه چون بعداز اینکه در آسمان پرواز کرد به زمین خورد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

اما هندی قرن بیست و یکم ما بالای یک در خت بلندتر رفته و در ضمن تنها هم نرفته بلکه جمعی را دنبال خودش به اون بالا بالاها برده و ......

 

|+| نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 16 خرداد1385  |
 دوم خرداد
درست ۹ سال و یک روز از دوم خرداد سال ۷۶ میگذرد

خیلی ها معتقدند حماسه ای در این روز اتفاق افتاده است و....

برای من اینها مهم نیست. مهم اینست که بیرقی بلند شد جریانی به وجود آمد و ملتی تحت لوای آن آمال و آرزوهای خود را فریاد زدند. صحنه های زشت و زیبای فراوانی پس از آن اتفاق افتاد که جا دارد حالا که همه سعی در فراموش شدن آن دارند مطرح شود.

 در روز سوم خرداد وقتی نتایج شمارش آرا تقریبا رئیس جمهور جدید را معرفی میکرد زیبائیها شروع به خود نمایی کرد. من به اختصار به چند مورد اشاره میکنم:

اول از همه مطرح شدن مردم و قدرت اراده آنها.

دوم چشم اندازی زیبا از آزادی در افقی بمراتب زیبا تر

سوم حال گیری از بعضی از رقبای رئیس جمهور که هنگام دویدن برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری عبایشان به پایشان گیر کرد و محکم به زمین خوردند و اگر نبود حکم حکومتی کرسی سابقشان نیز به آنها داده نمیشد.

چهارم جلوه کردن استعدادهای جوان و بشاش و افروخته شدن چهره هایی که سابق بر این غم و غصه را در دلها میریختند.

پنجم وارد شدن شوک بر پیکره انقلاب کهنه ایران همراه با تمامی فرزندان و دستاوردهای آن. انقلابی که از همه ابزارها ممکن برای جوان نشان دادن خود استفاده میکند.

با ز شدن فضای نقد و بررسی مسئولین و عملکرد آنها  همچنین از بین رفتن قداستهای کاذب که در طول زمان برای آنها ایجاد شده بود و... از دیگر زیبائیهای آن است.

و اما زشتیهای آن که به نظر من وزن سنگینتری دارد

اول موقتی بودن تمامی آن احساسهای شیرین که بیشتر شبیه به یک احساس زود گذر بود تا یک واقعیت تثبیت شده.

دوم برهنه شدن قدرت و کنار گذاشتن رودربایستی با ملت قهرمان پرور ایران!؟؟

سوم حذف عملی ملت و سلب قدرت انتخاب از آنها بوسیله تئوریهای ساخته شده در اذهان پر خط و ربط صاحبان آنها مثل تئوری مشروعیت و مقبولیت و تئوری گزینش الهی و همچنین تئوری جستجو و کشف و....

چهارم ایجاد محدودیتهای شدید بوسیله ایجاد و تغییر و تفسیر قوانین .

و بلاخره تقسیم کردن افراد به خودی و غیر خودی و افزایش اختیارات خودیها در مقابل کاهش مسئولیت پذیری آنها و همچنین استفاده مکرر از لفظ حکومت به جای جمهوری  و..... 

خواستم یادی کرده باشم از حماسه دوم خرداد و این سوال که آیا امسال اولین سالگرد مرگ جریان دوم خرداد است ؟ 

|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 3 خرداد1385  |
 این کامنت ها
امروز یکساعتی در وبلاگها کشت و گذار کردم .

چیزی که برای من جالب بود این بود که اکثر دوستان وبلاگی تیکه پراکنی های خودشون را به رخ دیگران میکشن. این خوبه ولی نه خیلی زیاد.

راستی چیزهای بهتری هم برای گفتن هست اینطور نیست؟!

من میگم بهتره از اینترنت این عدالت گستر آخر زمان برای رشد و آگاهی های عمومی استفاده کنیم.اگر ضرر کردید برای من صورت حساب بفرستید تا جبران خسارت کنم.

|+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1 خرداد1385  |
 شعبده سیاست
چند روز پیش داشتم از فلکه دوم تهرانپارس میگذشتم که پسر جوانی را دیدم با سه کارت از ورقهای پاسور حرکات جالبی انجام میداد. او این سه کارت را جابجا میکرد و از مردمی که دور او جمع شده بودند میخواست تک پیک را از میان آن سه برگ پیدا کنند و جایزه بگیرند . البته یک نوع قمار بود. چند نفر آدم ساده لوح هم آنجا بودند و به اصطلاح تند تند میباختند. کار به جایی رسید که این آقای شعبده باز ورقها را آنقدر آروم به زمین میگذاشت که هیچ کس در تشخیص خود شک نمی کرد اما وقتی ورق را بر میگرداندند باز هم فریب خورده بودند.

من همانطور که فکرم به این کار مشغول شده بود نا خود آگاه عرصه سیاست به نظرم آمد که چقدر برای افراد ی که به پشت پرده دسترسی ندارند نا آشنا و فریبنده است. مثلا در بحث ریاست جمهوری آنقدر ورقها را آروم به زمین انداختند که کمتر کسی شک داشت آقای هاشمی رئیس جمهور نشود . اما وقتی ورق برگشت چی شد !!!  حا لا هم همه فکر میکنیم این داستانها که در صحنه سیاست بوقوع پیوسته یک روند منطقی بوده و مثلا آقای هاشمی خبر نداشته که ممکن است انتخاب نشود. اما من در همین وادی فریبنده یک احتمال دیگر میدهم و آن اینکه آقایان مسئول خوب برنامه ریزی و خیلی بهتر آنرا اجرا مینمایند. باور بفرمائید در عالم سیاست به هر نتیجه ای برسید  اشتباه کرده اید و اگر هم در بعضی مواقع در ست حدس بزنید خواست همان آقایون است.

|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه 30 اردیبهشت1385  |
 کوروش کبیر
اين منم کوروش
پسر ماندانا و کمبوجيه
پادشاه جهان
پادشاه پهناورترين سرزمين هاي آدمي
از بلندي هاي پارسوماش تا بابل بزرگ.
 

اين منم پيشواي خرد،خوشي،پاکي و پارسايي
نواده ي بي بديلِ نور،توتياي ترانه،سرآمد سلطنت
بَعل با من است و نَبو با من است
من آرامش بي پايان اَنشان و
شکوه ملت خويشم.

من پيام آور برگزيده ي اهورا و عدالتم
که جز آزادي
آواز ديگري نياموخته ام
و جز آزادي
آواز ديگري نخواهم آموخت.
 

پس شادمان باشيد
زيرا به ياري ستم ديدگان خسته خواهم آمد
من شريک در هم شکستگان سرزمين شما هستم
زودا از اين ورطه برخواهيد خاست
و من اين شب وحشت را در هم خواهم شکست
و روز را به خاطر خاموشان باز خواهم خواند
و آزادي آدمي را رقم خواهم زد
و به خنياگران خواهم گفت
براي گوشه گيران و گمنامان بخوانند
من آمده ي عدالت و ميزبانِ آزادي ام.
 

چنين پنداشته
چنين گفته
چنين کرده ام
که پروردگار بزرگ
به اسم هفت آسمان بلند آوازم داد
تا پيشواي دانايان و برادر دريادلان شوم.
 

من امنيت بي پايان آوارگان زمينم
که به احترام آزادي
ديوان و درندگان را به دوزخ درافکنده ام.
پس اهريمن نابکار بداند
که سرزمين من،ساحت بي انتهاي آفتاب و آرامش آدمي ست
تا پرده دران و ديوان بدانند
من دولت دريا و دلالت دانايي ام
من منجي منتظران بي ماه و مونسم
که آشتي آسمان و زمين را به زندگان خواهم بخشيد.
من قانون گذار بزرگ بارانم
که رحمت و رهايي را به ارمغان آورده ام.
شاه شاهان
پسر ماندانا و کمبوجيه منم

این مطلب را من از وبلاگ دختر کولی برداشته ام امیدوارم که راضی باشد

|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385  |
 جنایت بم
خبر کشتار مردم در جاده بم تهران بسیار هولناک بود.

هر کسی با هر نیتی چنین جنایتی را مرتکب شده است مستحق مجازات است.همه ما میدانیم عوامل متعددی دست به دست هم داده و این فاجعه را بوجود آورده است . به نظر من از دوجهت باید به آن نگاه کرد اول آنکه برنامه ریزی غلط مسئولین در ایجاد امنیت همه جانبه که تامین حداقلی معیشتی برای مردم آن دیار نیز شامل آن میشود می تواند از علل اصلی این حادثه غم انگیز باشد. و دوم اینکه بلاخره ایجاد امنیت اشاره شده کار یکشب و دوشب نیست  و این میبایست در فرصتهای از دست رفته گذشته اتفاق می افتاد ولی فعلا میبایست نیروهای نظامی امنیت لازم را در آن وادی فراموش شده تامین نمایند. حتما نباید در جایی چاه نفت باشد یا دیگر ثروتهای خدادای که مسئولین به فکر امنیت آن بیافتند.

یاد آوری این نکته ضروریست که جامعه فقیر و گرسنه جامعه  نا امنیست برای همه و لازم است به چیزی فکر نکنیم جز ایجاد رفاه و آسایش برای همه.

به امید آن روز

|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385  |
 مقصد
کسی که در راه رسیدن به مقصدی گام بر میدارد ممکن است به مقصد خود نرسد اما کسی که مقصد و هدفی ندارد همیشه در مقصد است!؟
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 27 اردیبهشت1385  |
 درخت شادی

ما زیاران چشم یاری داشتیم                         خود غلط بود آنچه میپنداشتیم

تا درخت شادی کی بر دهد                            حالیا رفتیم و بذری کاشتیم

       

|+| نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 25 اردیبهشت1385  |
 
 
بالا